|
|
|
|
|
گزارش خلاصه اي از جلسه با فعالان اجتماعي بم چهارشنبه گذشته، در محل دفتر خانم دهباشي ملاقاتي با ايشان و عباس سبزواري، از فعالان اجتماعي بم داشتيم. اين جلسه كه به پيشنهاد آقاي سبزواري و ميزباني خانم دهباشي برگزار شد، به منظور روشن كردن ذهن بچه هايي بود كه علاقه دارند راجع به بم بيشتر فعاليت كنند. اين جلسه ساعت 19:30 روز چهارشنبه 27 دي ماه برپا شد. در اين جلسه، تعدادي از بچه هاي روزنامه نگار و وبلاگ نويس و علي باريكاني عزيز(دانشجوي تاريخ و از علاقه مندان به اين موضوع)، حضور داشتند. سبزواري، تاكيد داشت كه زلزله بم، واقعيتي بود كه اتفاق افتاد و مي تواند به عنوان منبع پژوهشي جدي، مورد بررسي قرار گيرد، منبعي كه هزينه ايجادش را مردم بم پرداختند. او، يادآوري كرد كه مركز زلزله، زير شهر بم،به عنوان مركز يك شهرستان قرار داشت.
اين موضوع از نظر مسايل و معضلات اجتماعي كه بعدا به وجود آمد و خواهد آمد، اهميت فوق العاده اي دارد. فرض كنيد تهران زلزله بيايد. كاري ندارم كه آن موقع ممكن است خيلي از ما ها نباشيم، اما اتفاق بم،؛ مي تواند الگويي باشد براي جلوگيري از بحراني عظيم تر. تاكيد ديگر سبزواري بر روي مستند سازي حادثه از ابعاد مختلف بود. او اعتقاد داشت كه روزنامه نگاران و نويسندگاني كه در اين زمينه كار كرده اند يا مي كنند مي توانند اين موضوع را نيز در نظر بگيرند كه بخش هاي مختلف حادثه از پيش بيني زلزله تا اسكان موقت و دائم، قابليت بررسي دقيق دارد. او همچنين با اشاره به دلايل همكاري نكردن مردم با دولت در امر بازسازي، وظيفه خبرنگار و روزنامه نگار را يادآوري كرد كه پيگيري موضوعات و بسنده نكردن به حرف و حديث هاي يك طرفه است. يكي از دلايلي كه او براي اين همكاري نكردن ذكر كرد، افسردگي مردم در اثر اين حادثه بود. با اينحال او اعتقاد داشت در ماه هاي اول مردم آماده همكاري بودند و اين، نظام بروكراتيك ناكاآمد در بازسازي بود كه آن ها را خسته و دلزده كرد. او همچنين از دو موضوع مديريت نابخردانه و رانت خواري به عنوان مسايل مهم كندي روند بازسازي نام برد. به عقيده او، در مواجهه با اين مسايل، بهتر آن است كه به جاي اتخاد موضع تهاجمي براي كوبيدن عملكرد دولت، دولتيان را متوجه اين موضوع كنيم كه اعتبارهاي در نظر گرفته شده، با اين دو دليل مهم، به هدر رفته است. او همچنين در خلال صحبت هايش تاكيد كرد، هر كس با روش خودش به اين موضوع مي پردازد، اما سعي كنيم از اظهار نظر كلي پرهيز كنيم و با آمار و ارقام حرف بزنيم. او در پاسخ به يكي از حاضرين كه تاكيد داشت دولت در ماجراي باز ساخته نشدن بم، مقصر است، اعتقاد شخصي اش را اينچنين مطرح كرد:"بگذاريد از منظر مقصر يابي به اين موضوع نگاه نكينم." خانم دهباشي هم در بخشي از مباحث مطرح شده، به موضوع وعده هاي عملي نشده و نقش مديريت نامناسب دولتي ها در عملي نشدن اين وعده ها اشاره كرد. يكي از وبلاگ نويسان حاضر در جلسه، كه اخيرا از بم ديدار كرده بود، يادآوري كرد كه ما هم فراموش كرديم كه در بم چه گذشت و هم فراموش كرديم كه وظيفه مان به عنوان خبرنگار و حتي مردم عادي چيست. يكي از خبرنگاران هم از مشكل فرهنگي حاكم بر همه ما در مواجهه با اين بحران يادكرد و با اشاره به تهيه فيلم آموزشي روزنامه نگاري بحران، اظهار كرد:"تازه دارم متوجه مي شوم كه ما روزنامه نگارها چقدر نمي دانستيم در اين شرايط چه بايد بكنيم." يكي ديگر از حاضرين هم اشاره كرد كه مي توانيم از فرصتي كه توسط بخشي از بدنه نظام به وجود آمده به نفع مردم بم و هدايت كمك ها و امكانات استفاده كرد. در پايان كل جمع اتفاق نظر داشتند كه بم نمونه اي است كه اگر اصلاح شود مي تواند به عنوان الگوي بازسازي، اعتماد مردم را به بازسازي ها و كمك هاي دولتي و غير دولتي بازگرداند. يادداشتي احساسي از يك بازديدكننده بم لینک هایی از افشین امیرشاهی در وبلاگ باغ هنر بم درباره بم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 18:9 توسط سارا امت علی
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه گزارش به قلم هستی پود فروش:
گروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران، نشست "مستند سازي زلزله بم" را برگزار كرد. اين نشست شنبه 17 دي با حضور نماينده هاي سازمان هاي غير دولتي فعال در حوزه زلزله، در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. مهندس اعظم خاتم ثبت بازسازي بم را در بالا بردن روحيه ساكنان بم مهم عنوان کرد و به فعاليت هاي انجام شده از سوي گروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران در دو سال گذشته در حوزه مستند سازي زلزله بم، اشاره کرد. بهدخت رشديه، نماينده كميته هماهنگي سازمان هاي غيردولتي زنان هم گفت: پس از وقوع زلزله در بم، از شيرين عبادي درخواست كرديم كه حسابي افتتاح كند تا كمك هاي مردمي به آن حساب واريز شود.320 ميليون تومان پول جمع آوري شد که تا امسال در مورد ین پول، اقدامی صورت نگرفت. در سال جاری، زميني به وسعت 10 هزار متر مربع در اختيار گرفتيم كه در حال حاضر اسكلت بندي یک مجتمع آموزشي- فرهنگي آغاز شده است. دكتر پرويز اجلالي، عضو گروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران، خاطرات مكتوب و شفاهي، مصاحبه، پرسش نامه، مقاله ي علمي، گزارش اداري، مقاله ژورناليستي، داستان، شعر، نمايش، فيلم و بحث و گفتگوي گروهي را از جمله مستندات عنوان کرد. آنچه در بحث مستند سازی زلزله بم وجود دارد بحث پس از بازسازی این شهر است. جمع آوری اطلاعات مربوط به بم و بقایای آن و حفظ خاطره ارگ تاریخی این شهر و خود شهر بم، مهم ترین هدفی است که برای مستند سازی بم در نظر گرفته شده است. اگر چه یکی دیگر از اهداف این مستند سازی می تواند در بازسازی شهر بم موثر باشد، اما بی توجهی مسئولان نسبت به بازسازی بومی، این امکان را از گرد آورندگان آن می گیرد. همه حاضران بر این امر توافق داشتند که مستند سازی در بحث بازسازی بم موثر نیست. آنچه مهم است تغییرات اعمال شده در زمان بازسازی است که پس از سال ها به کار می آید. به این معنا که مستند سازی بم هیچ ضمانت اجرایی برای دوره بازسازی نداراد. بحث مستند سازی به تازگی در کشورهای دیگر هم مطرح شده است. در این جلسه عده ای از انجمن های غیر دولتی فعال در بم حضور داشتند که گزارشی از فعالیتهایشان در بم ارائه دادند. چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می کرد، برخورد مدیران و نمایندگان این انجمن ها با یکدیگر بود. نحوه ارایه گزارش توسط این انجمن ها نیز به گونه ای بود که گویا با توجه به فعالیت های انجام شده، هماکنون هیچ مشکلی وجود ندارد. در این برنامه هیچ خبرنگاری حضور نداشت و تنها استادان کرمانی و 15 نفر از جامعه شناسان حاضر بودند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 20:44 توسط سارا امت علی
|
|
||
|
|
|
|
|
این نشست توسط گروه شهر انجمن جامعه شناسی ایران برگزار می شود و گروه ها و افرادی چون سیامک زند رضوی، رویا اخلاص پور، دکتر گودرزی از پروژه باغ هنر بم، کمیته سازمان های غیر دولتی زنان، طیبه دهباشی از فعالان در حوزه حقوق بشر، عباس سبزواری از انجمن غیر دولتی همراهان بم، گروه مطالعات بازسازی اجتماعی و موسسه همیاران غدا در این برنامه شرکت دارند. در کارت دعوت این مراسم آمده است:«در سومین سالی که از زمین لرزه بم می گذرد، گروه شهر انجمن جامعه شناسی ایران کوششی را برای مستند سازی تجربه بازسازی بم سامان داده و از جمعی از فعالان محلی و غیر دولتی که در طرح بازسازی بم مشارکت داشته و دارند، دعوت کرده تا امکان مستندسازی این تجربه را در مجموعه ای از گزارش ها و مطالب پیوسته و منسجم مورد بررسی قرار دهند.» سمینار یاد شده راس ساعت 16 در محل انجمن جامعه شناسی ایران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار می شود.
پی نوشت: بم؛ تنها، غمگین، فراموش شده... (محبوبه حسین زاده، سایت کنشگران) اگر هموطني، فقط بدان (حامد فرمند، روزنامه اعتماد) مجموعه خواندنی هایی درباره بم در خبرگزاری میراث فرهنگی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:56 توسط سارا امت علی
|
|
||
|
|
|
|
|
خودم را زده بودم به نفهمی، ساختن بم را سپرده بودم به آنها که باید. فراموششان کرده بودم. مگر طبس ساخته نشد؟ مگر رودبار سرپا نایستاد؟ بالاخره بمی ها هم فکری به حال خودشان می کنند. اما امان از آن زمان که واقعیت چهره کریه و سیاهش را به رخ می کشد و محکم می زند زیر گوش آدم های خوابزده و خوش خیال. عکس ها را که دیدم، گریه ام گرفت، هیجان زده شدم، غصه خوردم برای ایرانی که ویران شد و دیگر ساخته نشد. هرچند دولت کم کاری کرده و هرچند کمیته امداد به سیاق همیشه حق مردم را پایمال کرده و کلاهی بزرگ بر سرشان گذاشته، هرچند خبر می رسد که دولت های خارجی به وعده هایشان عمل نکرده اند اما به سبب هیچ یک از این ها نمی توانم سهم خود را در فراموشی بم نادیده بگیرم. این شد که به همراهی همراه، دست به کار شدم. با درخواست از آشنایان اندکی که در مطبوعات دارم، یکی، دو گزارش در روزنامه ها و سایت ها منتشر شد. صبا، دوست عزیزم ماجرا را در مصاحبه مطبوعاتی سخنگوی دولت مطرح کرد و غلامحسین الهام مشروح گزارش ها و اطلاعاتی را خواست که از کم کاری ها و تخلف ها در بم حکایت دارد. به ذهنمان رسید اطلاعات را در اختیار نمایندگان مجلس و سازمان بازرسی کل کشور قرار دهیم، شاید راه حلی برای زنده شدن بم پیدا شود. کانال دیگری که به ذهنمان رسید، کانون مدافعان حقوق بشر بود. به واسطه آشنایی که با محمدعلی دادخواه داشتم راهی دفتر وکالتش شدم و اطلاعات را در اختیار او گذاشتم، همدردی کرد و شعر خواند و قول داد مسئله بم در اولین جلسه کانون مطرح و بیانیه ای درباره آن تنظیم کند و در اختیار رسانه ها قرار دهد. پیشنهادی هم داد تا شاید روزنامه ها و رسانه های تاثیرگذار بیشتر به بم بپردازند و ماجرا از طریق رسانه ها به اطلاع مردم برسد. پیشنهاد این است که در یک مصاحبه مطبوعاتی از فعالان در بم بخواهیم به بیان مشکلات بپردازند و وکلای کانون هم مسایل حقوقی را در آن جلسه مطرخ کنند و از دولت پاسخ بخواهند. سراغ شیرین عبادی هم رفتم، شاید کمکی کند اما او نه وقت داشت، نه همدردی کرد و نه شعر خواند. به «می دانمی» اکتفا کرد. داشتم ناامید می شدم که به راه افتادن جریانی از سوی الپر فکر بسیج کردن اهالی وبلاگستان را به ذهنم آورد. برای ساختن بم باید کاری کنیم، همه با هم. کاری فراتر از تقریر متن هایی سرشار از احساس، کاری بیشتر از فشردن دکمه های کیبورد برای ساختن دل نوشته ای که اشک از چشم ها جاری کند. نمی دانم می شود یا نه اما باید کاری کرد. شاید اگر عقل هامان را روی هم بگذاریم، بشود. شاید...... روز بم چگونه بوده؟ روز بم چگونه باید؟ بم / بم... / بم و روزهایی که گذشته / صدا آمد. بم، بم،... / روز بم / چکامه غم، بم! / بم لرزه / غم بم / و آن سحر نامبارک دی ماهی... / بم / بعد از سه سال... / بم - سه سال بعد / شهر بی مرهم /بم زنده است ! / روزی که بم لرزید / آن چند روز / بمیات / واگویه هایی از گواشیر / به درخواست الپر / بم خیلی سال بعد / بم / کاش دوباره بم بایستد / از بیل زنی باغچه خودمان تا باغ هنر بم / زمین لرزید /
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 0:26 توسط سارا امت علی
|
|
||